به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، عربستان سعودی که زمانی دریای سرخ را بزرگراه امن خود برای دور زدن تنشهای خلیج فارس میدانست، اکنون در چرخشی دراماتیک، مسیر خود را تغییر داده است. گزارشهای ردیابی کشتیها نشان میدهد که دستکم ۶ نفتکش غولپیکر (VLCC) متعلق به ناوگان عربستان، با تغییر مسیر ناگهانی در خلیج عدن، مسیر ۲۵ روزه دور قاره آفریقا و «دماغه امید نیک» را بر عبور از بابالمندب ترجیح دادهاند.
طبق گزارشها این فرار بزرگ، نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار لجستیکی برای محافظت از سرمایهای است که هدف قرار گرفتن آن میتواند بازارهای جهانی را به آتش بکشد.
خط لوله «شرق-غرب»؛ فرار به شمال برای بقا
بر اساس تحلیلهای بلومبرگ و دادههای شرکتهای رهگیری شناورها، ریاض استراتژی جدیدی به نام «شاتل دریای سرخ» را در پیش گرفته است. در این طرح، نفت خام از طریق خط لوله زمینی به بندر «ینبع» در غرب عربستان منتقل میشود، سپس با نفتکشهای کوچکتر به شمال دریای سرخ و بندر «عینالسخنه» مصر میرود تا از آنجا از طریق خط لوله سومد (Sumed) به مدیترانه برسد.
این در حالی است که این جابهجایی پیچیده، حجم صادرات نفت سعودی از شمال دریای سرخ را با ۳۰ درصد افزایش به ۱.۱ میلیون بشکه در روز رسانده است تا از تیررس پهپادهای یمنی خارج بماند.
فاکتور کردن هزینه سنگین امنیت به پای مشتریان آسیایی
واضح است که این تغییر مسیر، رایگان نیست. در حقیقت دور زدن آفریقا به معنای افزودن دستکم ۱۵ تا ۲۵ روز زمان به سفر هر نفتکش و افزایش سرسامآور هزینههای سوخت و بیمه است. به گزارش مایتی شیپینگ، این تلاطم باعث شده تا چین و هند، بزرگترین مشتریان نفت سعودی، با گزینههای جدیدی روبهرو شوند؛ از جمله تحویل نفت در بنادر خارج از خلیج فارس یا حتی در مدیترانه. این موضوع توازن قیمت «نفت تحویلی» را به نفع رقبایی که مسیرهای کوتاهتری دارند، تغییر میدهد.
نکته جذاب و البته هولناک برای ریاض اینجاست که مسیر دریای سرخ خود به عنوان «نقشه بی» برای فرار از انسداد احتمالی تنگه هرمز طراحی شده بود و اکنون با گسترش دامنه عملیات حوثیها به جنوب دریای سرخ و اقیانوس هند، عربستان خود را در محاصرهای میبیند که حتی خطوط لوله چند میلیارد دلاریاش هم نمیتوانند امنیت کامل صادرات را تضمین کنند. این وضعیت، وابستگی ریاض به همکاریهای امنیتی بینالمللی را بیش از پیش کرده است.
تغییر مسیر نفتکشهای سعودی به سمت دماغه امید نیک، اعترافی آشکار به ناکارآمدی ائتلافهای نظامی بینالمللی در تامین امنیت پایدار دریای سرخ است. عربستان با پذیرش هزینه هنگفت دور زدن آفریقا، نشان داده که امنیت محموله را بر سرعت و سود ترجیح میدهد. با این حال، این استراتژی یک «درمان موقت» است؛ چرا که با طولانی شدن مسیرها و افزایش هزینهها، مزیت رقابتی نفت عربستان در بازارهای شرق دور تضعیف شده و این کشور را در جنگ فرسایشی لجستیک، در موقعیت ضعف قرار میدهد.
بنبست راهبردی؛ وقتی جایگزین هم بیاثر میشود
اکنون در چنین شرایطی، واشنگتن و ریاض با واقعیتی تلخ روبهرو هستند: دریای سرخ دیگر یک میانبر نیست، بلکه یک بنبست استراتژیک است. این بحران نشان میدهد که وابستگی به مسیرهای ترانزیتی تکبعدی، حتی با وجود خطوط لوله جایگزین، پاشنه آشیل اقتصاد انرژیمحوری مانند عربستان است و تداوم ناامنیها در این کریدور راهبردی، هزینههای مضاعف عملیاتی را به «نرخ ثابت» در معاملات نفتی تبدیل کرده و در درازمدت، رقابتپذیری نفت عربستان در بازارهای نوظهور آسیا را بهطور ساختاری تضعیف میکند.
این وضعیت، هشداری جدی برای ریاض است تا بداند که راهکارهای نظامیِ کوتاهمدت و تغییر مسیرهای موقت، جایگزین ثبات دیپلماتیک نیستند؛ چرا که گذارِ اجباری به سمت مسیرهای طولانیتر و پرهزینه، نه تنها یک بحران لجستیکی گذرا، بلکه نشانهای از ورود به دورانی است که در آن «ناپایداری مزمن» به جزئی جداییناپذیر از زنجیره تأمین انرژی جهانی بدل شده است.